كاظم الساهر - ترجمه البوم الرسم بلكلمات 2009(بخش سوم)
كاظم الساهر
ترجمه كل البوم الرسم بلكلمات

الـجـريـدة
الحان : محمد شفيق
كلمات : سمو الأمير بدر بن عبد المحسن
توزيع : د. فتح الله أحمد
الجريده الجريده أعرف أسرار الجريده
روزنامه روزنامه ، اسرار روزنامه را مي دانم
فيها حد يجرح وريده وينزف أخبارٍِ جديده
در آن يكي رگش را مي زند و اخبار جديد جاري ميكند
و احنا نقراها الصباح
و ما آنها را صبح مي خوانيم
دنيا مكتوبه بورق دنيا من دمع وعرق
دنياي در برگ هاي نوشته شده دنياي از اشك و عرق
دنيا مجنونه أرق هم إنسرق إحترق
دنياي ديوانه ، نازك ، غمي ربوده شد و سوخت
المهم كلها أخبارٍ سعيده
مهم اينست كه همه اخباري خوشايندي هستند
لو طبعنا صفحه ما فيها خبر لا حروف ولا صور
اگر صفحه اي بدون خبر و بدون حروف و بدون عكس چاپ كنيم
صفحه يملاها البياض صفحه تملانا بياض
صفحه اي كه پر از سپيدي است و صفحه اي كه ما را پر از سپيدي مي كند
ما يعكرها الحبر بتكون الصفحه الوحيده
و جوهر ان را خراب نكند تنها صفحه اي خواهد شد
اللي أقراها الصباح
كه آن را صبح مي خوانم
ترجمه از گروه ترجمه وب ترجمه ترانه هاي عربي است . استفاده از مطالب تنها با ذكر نام و آدرس مجاز است .
***********************************
نمت وحلمت
الحان : الموسيقار كاظم الساهر
كلمات : د. نشوى جرار
توزيع : عمرو عبد العزيز
نمت وحلمت
خوابيدم و خواب ديدم
إنك رجعت
كه تو برگشتي
تقولي سامحني ظلمتك ، جرحتك
ميگي مرا ببخش به تو ظلم كردم ، تو را آزردم
سامحني يا عمري وحدك تركتك
مرا ببخش اي عمر من تو را تنها رها كردم
بست خدي وبكيت و باحضانك غفيت
گونه ام را بوسيدي و گريه كردي و در آغوشت خوابم برد
بين ايدك يا عمري بردان وْ دِفيـتْ
در ميان دستهايت سردم بود و گرم شدم
صحيت و الوسايد ، غرقانه بْدموعي
بيدار شدم و بالشت ها از اشك هايم پر بودن
كل شي بي جامد ، و بردانه ضلوعي
همه چيز در من يخ بسته است و دنده هايم سرد است
يا عيني عليَّـا إشسوى الشوق بـيَّــا
چشمم روشن ، شوق مرا چكار كرده است
لا إنت إجيت و لا جرحك يروح
نه تو آمدي و نه زخمت خوب مي شود
و حتى حلم عيني ياخذني لـْجروح
و حتي خواب چشمانم مرا به ياد زخم هايم مي اندازد
ترجمه از گروه ترجمه وب ترجمه ترانه هاي عربي است . استفاده از مطالب تنها با ذكر نام و آدرس مجاز است .