كاظم الساهر

ترجمه كل البوم الرسم بلكلمات


 

الـجـريـدة


الحان : محمد شفيق
كلمات : سمو الأمير بدر بن عبد المحسن
توزيع : د. فتح الله أحمد

الجريده الجريده أعرف أسرار الجريده

روزنامه روزنامه ، اسرار روزنامه را مي دانم


فيها حد يجرح وريده وينزف أخبارٍِ جديده

در آن يكي رگش را مي زند و اخبار جديد جاري ميكند


و احنا نقراها الصباح

و ما آنها را صبح مي خوانيم


دنيا مكتوبه بورق دنيا من دمع وعرق

دنياي در برگ هاي نوشته شده دنياي از اشك و عرق


دنيا مجنونه أرق هم إنسرق إحترق

دنياي ديوانه ، نازك ، غمي ربوده شد و سوخت


المهم كلها أخبارٍ سعيده

مهم اينست كه همه اخباري خوشايندي هستند


لو طبعنا صفحه ما فيها خبر لا حروف ولا صور

اگر صفحه اي بدون خبر و بدون حروف و بدون عكس چاپ كنيم


صفحه يملاها البياض صفحه تملانا بياض

صفحه اي كه پر از سپيدي است و صفحه اي كه ما را پر از سپيدي مي كند


ما يعكرها الحبر بتكون الصفحه الوحيده

و جوهر ان را خراب نكند تنها صفحه اي خواهد شد


اللي أقراها الصباح

كه آن را صبح مي خوانم
ترجمه از گروه ترجمه وب ترجمه ترانه هاي عربي است . استفاده از مطالب تنها با ذكر نام و آدرس مجاز است .

***********************************


نمت وحلمت

الحان : الموسيقار كاظم الساهر
كلمات : د. نشوى جرار
توزيع : عمرو عبد العزيز


نمت وحلمت

خوابيدم و خواب ديدم


إنك رجعت

كه تو برگشتي


تقولي سامحني ظلمتك ، جرحتك

ميگي مرا ببخش به تو ظلم كردم ، تو را آزردم


سامحني يا عمري وحدك تركتك

مرا ببخش اي عمر من تو را تنها رها كردم


بست خدي وبكيت و باحضانك غفيت

گونه ام را بوسيدي و گريه كردي و در آغوشت خوابم برد


بين ايدك يا عمري بردان وْ دِفيـتْ
در ميان دستهايت سردم بود و گرم شدم


صحيت و الوسايد ، غرقانه بْدموعي

بيدار شدم و بالشت ها از اشك هايم پر بودن


كل شي بي جامد ، و بردانه ضلوعي

همه چيز در من يخ بسته است و دنده هايم سرد است


يا عيني عليَّـا إشسوى الشوق بـيَّــا

چشمم روشن ، شوق مرا چكار كرده است


لا إنت إجيت و لا جرحك يروح

نه تو آمدي و نه زخمت خوب مي شود


و حتى حلم عيني ياخذني لـْجروح

و حتي خواب چشمانم مرا به ياد زخم هايم مي اندازد

ترجمه از گروه ترجمه وب ترجمه ترانه هاي عربي است . استفاده از مطالب تنها با ذكر نام و آدرس مجاز است .