عمر دياب - لو قادر
عمر دياب

لو قادر
لو قادر بص في عيني و قوللي عملتللك ايه
اگر می توانی به چشمانم نگاه کن و بگو که تو را چه کرده ام؟
مش فاكر مره خلفت بوعد وعدتك بيـه
یادم نمی آید که یک باربدقولی کردم
والله مشوفتش مني غير الحنيه عليكـ
و چیزی جز مهربانی از من ندیدی
علمتك معني الحب واجمل شوق وغرام
به تو معنی دوست داشتن و زیباترین اشتیاق و عشق را یاد دادم
ومعلمتكش القسوه دي مش محتاجه علام
و به تو قساوت را یاد ندادم و این نیازی به دلیل نداره
اصل انت اكيد من الاول كده و القسوه فيك
اصلا تو مطمئنا از اول اینجوری بودی و قساوت در وجود توست
مين قوللي اتعلم ببلاش
چه کسی به من گفت که مفت یاد گرفت؟
كان ماضي ولازم يتعاش
گذشته بود و باید در ان زندگی می کردیم
واللي عليه عملته معاك ومكفاش
و انچه که من باید انجام می دادم ، انجام دادم و لی کافی نبود
انا سايبك تمشي وتعيش وتقابل ناس تانين
من تو را رها کردم که بروی و زندگی کنی و کسان دیگری را ببینی
ناس فيهم قسوه قلبك و زيك مش باينين
مردمی همچون تو که قساوت دلت را دارند و همچون تو واضح نیستن
كفر عن ذنبك بقي واللي عملته سنين
گناهت و آنچه که سالها انجام دادی را بپوشان
ترجمه از وب ترجمه ترانه هاي عربي است . استفاده از مطالب تنهال با ذكر نام و مترجم امكان پذير است .