أم كلثوم-سيرة الحب
سيرة الحب
كلمات الشاعر مرسي جميل عزيز
الحان الموسيقار بليغ حمدي

طول عمري بخاف من الحب وسيرة الحب وظلم الحب لكل أصحابه
در تمام عمرم از عشق و اسم عشق ( حرف و حدیث عشق ) و ظلمی که عشق به تمام یارانش داشته می ترسیدم
وأعرف حكايات مليانه آهات ودموع وأنين والعاشقين دابوا ما تابوا
و حکایاتی که پر از آه ها و اشک ها و ناله ها هست می دانم و عاشقان مست شدن و توبه نکردند
طول عمري بقول لا أنا قد الشوق وليالي الشوق ولا قلبي قد عذابه
در تمام عمرم می گویم که نه من اندازه ی شوق و نه شب های شوق و نه قلبم اندازه ی عذابش است
وقابلتك انت لقيتك بتغير كل حياتي
و با تو روبرو شدم و تورا کسی که زندگیم را تغییر می دهد یافتم
ما أعرفش إزاي حبيتك ما أعرفش إزاي ياحياتي
نمی دانم چگونه عاشقت شدم نمی دانم چگونه ای زندگی من
من همسة حب لقيتني باحب وأدوب في الحب وصبح وليل علي بابه
از نجوای عشق مرا عاشق یافتی و در عشق ذوب می شوم و و شب و روز بر درش
******
فات من عمري سنين وسنين شفت كتير و قليل عاشقين
سال ها و سال ها از عمرم گذشت و بسیار دیدم و کم عاشق دیدم
اللي بيشكي حاله لحاله واللي بيبكي علي مواله
كسي كه حال و روز خودش را با خودش در میان می گذارد و کسی که برای شعرش گریه می کند
أهل الحب صحيح مساكين
درست است که اهل عشق مسکین هستند
ياما الحب نده على قلبي ما ردش قلبي جواب
چه بسا که عشق قلبم را صدا کرد و قلبم جوابی نداد
ياما الشوق حاول يحايلني واقول له روح يا عذاب
چه بسیار که عشق می خواست مرا گول بزند و بهش گفتم برو ای عذاب
ياما عيون شاغلوني لكن ولا شغلوني
چه بسیار چشمانی که قصد مشغول کردنم را داشت و لکن مشغولم نکردن
إلا عيونك انت دول بس اللي خدوني وبحبك أمروني
جز این چشمان تو که مرا بردند و مرا به عشقت امر کردن
أمروني احب لقيتني باحب وأدوب في الحب وصبح وليل على بابه
به من فرمان عاشق شدن دادن و مرا عاشق یافتی و در عشق ذوب می شوم و شب و روز بر درشم
******
ياللي ظلمتوا الحب وقلتوا وعدتوا عليه قلتوا عليه مش عارف إيه
ای کسانی که به عشق ظلم کردید و گفتید و نزدش برگشتید ، در مورد آن نمی دانم چه گفتید
العيب فيكم يا في حبايبكم أما الحب ياروحي عليه
ايراد یا درشماست یا در معشوقه هایتان ، اما عشق که فدایش شوم
في الدنيا ما فيش أبدا أبدا أحلى من الحب
در دنیا اصلا قشنگ تر از عشق نیست
نتعب نغلب نشتكي منه لكن بنحب
خسته می شویم ، چیره می شویم ، از آن شکایت می کنیم ، اما عاشق می شویم
ياسلام ع القلب وتنهيده في وصال وفراق
درود بر دل و غمش در وصال و فراق
وشموع الشوق لما يقيدوا ليل المشتاق
و شمع های اشتیاق آن زمان که شب مشتاق را در بند می گیرند
يا سلام ع الدنيا وحلاوتها في عين العشاق
درود بر دنیا و شیرینیش در چشم عاشقان
أنا خدني الحب لقيتني باحب وأدوب في الحب وصبح وليل علي بابه
عشق مرا برد و مرا عاشق یافتی و در عشق آب می شوم و شب و روز بر درشم
******
يا اللي مليت بالحب حياتي أهدي حياتي إليك
ای کسی که با عشق زندگیم را پر کردی ، زندگیم را به تو تقدیم می کنم
روحي.. قلبي.. عقلي.. حبي كلّي ملك ايديك
وجودم ، قلبم ، عقلم ، عشقم ، تمام وجودم از آن توست
صوتك.. نظراتك.. همساتك شيء مش معقول
صدایت ، نگاهایت ، نجواهایت ، چیزی باور نکردنی است
شيء خللي الدنيا زهور على طول وشموع علي طول
چیزی که دنیا را برای همیشه پر از شکوفه و شمع کرد
الله يا حبيبي على حبك وهنايا معاك الله يا حبيبي يا حبيبي الله الله
به به ای عشق من به این عشقت و خوشیم با توست به به ای عشق من
ولا دمعة عين جرحت قلبي ولا قولة آه
نه اشک چشمی ، دل من را آزرد و نه گفتن آهی
ما بقولش في حبك غير الله الله يا حبيبي على حبك الله الله
چیزی نمی گویم در عشقت جز به به ای عشق من به عشقت به به
من كتر الحب لقيتني باحب وأدوب في الحب وصبح وليل على بابه
از زیادی عشقم مرا عاشق یافتی و در عشق ذوب می شوم و شب و روز بر درشم
ترجمه از گروه ترجمه سایت ترجمه ترانه های عربی است . استفاده از مطالب تنها با ذکر منبع مجاز است