تبليغاتX
مجله تخصصی ترجمه ترانه هاي عربي

مجله تخصصی ترجمه ترانه هاي عربي

ترجمه ترانه هاي عربی - آهنگ های عربی - عکس خوانندگان عربی - اخبار عربی

حسام حبيب - في غمضه عين

حسام حبیب

فی غمضه عین

 

فی غمضه عین عشقت هواک وحبیتک لا قولت الفین واخدنی معاک و انا انسیتک

دریک چشم به هم زدن عاشقت شدم و نگفتم که منو با خودت به کجاها میبری درحالی که یادم رفت که تو در کنار منی(از خوشحالی هیچی حس نمی کرد)

فی غمضه عین هواک عاشقته فی ثانیه معاک احلوت الدنیا فی غمضه عین

در یک ثانیه عاشقت شدم و زندگی در این دنیا با تو قشنگ شد

فحضنی بیک بحس ابراحه جوایا امانه علیک تکمل دنیتی معایا

وقتی در اغوش تو هستم هیچ غمی ندارم،قسمت میدم که دنیامون رو باهم زندگی کنیم

و عینی علیک یارت جنبک تخلینی بعیش ایامی وسنینی و عینی علیک

و من مواظب تو هستم،ای کاش قبول کنی که روزها وسالها در کنار تو زندگی کنم و مواظبت باشم

یارت جنبک تخلینی بعیش ایامی وسنینی فحضنی بیک

ای کاش قبول کنی که روزها وسالها در کنار تو زندگی کنم و مواظبت باشم

فی غمضه عین عشقت هواک وحبیتک لا قولت الفین واخدنی معاک و انا انسیتک

دریک چشم به هم زدن عاشقت شدم و نگفتم که منو با خودت به کجاها میبری درحالی که فراموش کردم که تو در کنار منی(هرچی می گفتی گوش می کردم)

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم خرداد 1389ساعت 7:30 PM  توسط مجتبی  | 

یارا - شفته من بعید

 

یارا

شفته من بعید

 

بعتم الليالي وحدي لحالي و ما حدا

به تاریکی شب ها ،با خودم و بدون هیچ کس تنهایم

طل من قبالي بايدو ومالي عالهدا

سایه ی دستش از کنارم گذشت و من را به آرامش چه ؟ ( نمیتوانم آرام باشم)

شفتو من بعيد ماشي وحيد صار بعيني يعطي مواعيد

او را از دور دیدم که تنها میرود و گمان میکنم ( با چشمانم) که وعده ی (دیدار) میدهد

و بسمه عشفاف قالتلوا وقاف حدك مشيني وايد بالايد

و با یک لبخند بر روی لب ، به من گفت وایسا ، من را با خود  و دست و در دست همراهی کن

شفتو من بعيد ماشي وحيد صار بعيني يعطي مواعيد و بسمه عشفاف

قاليلو وقاف حدك مشيني و الايد بالايد

سوا اتمشينا و نظرة عينينا ملبكي شو حكيو علينا و لا اهتمينا بالحكي

با هم راه رفتیم ، نگاه چشمانمان از روی شرم و حیاست ، چه در مورد ما گفتند و ما به حرف دیگران محل نگذاشتیم

وصلنا عالدرب بتودي لغرب صار يغازلني و يحكي بالحب

به راهی رسیدیم که به سمت غرب میرفت(میخوستیم از هم جدا شیم) ، شروع به حرف عشقولانه کرد و از عشق حرف میزد

قلی دلوعه قلتله اوعا

به من گفت عشوه گر ، به او گفتم حواست باشد

وصارت مسموعه دقات القلب

و ضربان قلب قابل شنیدن شد

ترجمه از وب ترجمه ترانه های عربی است . استفاده از مطالب تنها با ذکر نام و آدرس امکان پذیر است .

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم خرداد 1389ساعت 7:29 PM  توسط مجتبی  | 

کاظم الساهر - مستقیل

 

کاظم الساهر

مستقيل

 

 

مستقيلٌ وبدمع العين أمضي

جدا شده ام و با اشک چشمانم امضا می کنم

هذه الصفحة من عمري وأمضي

این صفحه از  زندگیم و می گذرم

لم يعد صدر الحبيب موطني

دیگر اغوش و سینه ی معشوق وطن من نمی باشد

لا ولا أرض الهوى المذبوح أرضي

و نه سرزمین عشق سربریده شده ، سرزمین من نیست

لم يعد يمكن أن أبقى هنا

دیگر اینجا جای ماندن نیست

فهنا يبكي على بعضي بعضي

در اینجا بخشی از وجودم بر بخشی دیگر می گریند

سعاد أخبري من عن هوانا سائل

سعاد! به هر کسی که از عشقمان پرسید بگو

أن هذا القلب محتاج لنبض

که این قلب نیازمند تپش است

أنا إن غادرت دنيا حبنا

من اگر دنیای عشقمان را ترک نمودم

فالهوى عهد سيبقى دون نقض

پس عشق عهدی جاودانه و بدون نقض خواهد ماند

سعاد وإذا حانت صلاةٌ

سعاد و اگر وقت نماز شد

فأجمعي بعض دمعي وتوضي

مقداری از اشکهایم را جمع کن و وضو بگیر

طهر الدمع ذنوبي كلها

اشک ها تمام گناهانم را زدود

وسقى أرض المحبين وأرضي

و سرزمین عاشقان و سرزمین مرا سیراب کرد

انثري شعرك حولي انثريه

موهایت را در اطراف من پخش کن

ومعاً آخر ليل العمر نقضي

و با هم آخرین شب زندگیمان را می گدرانیم

هكذا يصبح موتي مدهشاً

و اینگونه مرگ من عجیب خواهد بود

عانقيني قبلي عيني وأمضي

مرا بغل کن ، چشمانم را ببوس و بگذر

وأعذريني يا حياتي لم أعد

و مرا ببخش ای زندگی من که دیگر

قادراً إلا على الصمت لترضي

توانایی جز سکوت ندارم برای راضی شدنت

ووداعاً يا أحبائي وداعاً

خدانگهدار ای دوستان من و معشوقان من

أنا متعب والعين تحتاج لغمض

من خسته ام و چشم نیازمند برهم گذاشتن است

ترجمه از وب ترجمه ترانه های عربی است . استفاده از مطالب تنها با ذکر نام و آدرس مجاز است .

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم خرداد 1389ساعت 6:12 AM  توسط مجتبی  | 

تامر حسنی - یا انا یا مافیش

 

تامر حسنی

تامر حسنی

یانا یا مفیش

این ترانه از جمله ترانه های زیبای فیلم نور عینی است که در تبلیغ این ترانه هم زیاد پخش شده

ياأنا يا مفيش اصل معنديش فى الحب هزار

من هر چی هستم و نیستم مهم اینه که توی عشق دو دره باز نیستم

يا أنا يا بلاش ومتحسبهاش مفيهاش اعذار

من گرچه بی چیزم ولی تو اونو حساب نکن و عذری پذیرفته نیست

أنا اللى اقول فين وامتى وانا اللى اختار

منم که میگویم کجا و کی و منم که انتخاب میکنم

--------------------------

لو حد نداك اعمل مش سامع برضاك انا قولت كلامى وده نظامى ومش باقى كلام

اگر کسی صدات زد ، خودتو به نشنیدن بزن، من حرفام رو زدم و این روشمه و حرفی باقی نمانده

انا مش مضمون انا ممكن اقلب مجنون لو شوفتك مع غيرى يا ويلك مش هابقى تمام

من آدم قابل اعتمادی نیستم ، من ممکنه دیوونه بشم ، اگه تو را با یکی دیگر ببینم وای بر تو و دیگه عادی نخواهم بود

 

انا جيت خلاص راحت خلاص ايام زمان

من اومدم ، روز های گذشته هم رفتند

ولا فى كلام ولا حتى سلام غير باستأذان

هیچ حرفی نیست ، هیچ صحبتی و کلامی بدون اجازه ی من نیست

لا تقولى عشرة ولا قريبى هتلاقى جنان

نگو دوستمه و یا نزدیکانمه که دیوونگی خواهی دید

دانلود ترانه - غیر مستقیم

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم خرداد 1389ساعت 6:10 AM  توسط مجتبی  | 

نانسی عجرم - یا ابن الارندلی

نانسی عجرم

نانسی عجرم

یا ابن الارندلی

 

بسسس بس

اييييييييييه .. انتي يا

چییییییییی ... تو ای

لئيم ليه بتبص لي ..

خسیس ... چرا نگاهم میکنی ...؟

اموت انا

میمیرم من ( برات)

يا قديم يا ابن الارندلي

ای کهنه ای پسر ارندلی

حلنجي لعبي وماشي على السلك

در انجام کارهایش حریص است و حتی روی طناب هم راه میرود

ولا عمره فرق ذاك من تلك

و حتی در تمام طول عمرش فرق این و آن را نمیداند

عامل حنين ومسهوك

مهربان به نظر می آید و می خندد

وجاي ملهوف متلهوج

و سرگردان و با عجله آمد

الوش ده بأه لا يا حبيبي بأه متلبسوش وانت جايلي

این چهره رو به دیگه خود نگیر ، که به نزد من می آیی

يلا يا ابن الارندلي

زودتر ای پسر ارندلی

اسمعني بس يا عسل

عسل فقط حرفمو چند لحظه گوش بده

جاي تشتغلي تستغفلني ولا انت جاي بتستهبلني

اومدی روی مخم کار کنی و اغفالم کنی و یا نه اومدی خرم کنی

شوف يا بابايا لو ليك ضحايا مش هابقى منهم لو تقتلني

ببین عزیزم اگر قربانی داشتی من اگه بمیرم هم جزو اون ها نمیشم

والنعمة لو بايه حلفتلي

به این برکت قسم ، اگر به هر چی واسه من قسم بخوری

 

زبدة يا اخواتي زبدة

کره ای ، (خواهرانم) مثل کره میمونی

ليه ليه بتبصلي

چرا ؟ چرا به من نگاه میکنی

يا ارض اتهدي

ای زمین آروم بگیر

يا قديم يا ابن الارندلي

ای کهنه ای پسر ارندلی

طاوعني بس

فقط به حرفم گوش بده (از من اطاعت کن)

موطي صوتك ليه يا برنس .. تعبان يا ناس متقمص انس

چرا صداتو کم کردی ای شاهزاده ... تو الان خسته ای یا حالت گرفته شده ؟ فراموش کن

الكحل من العين يتألف .. بجد يتعب ويغلس

سرمه به چشم می آید (هماهنگه) ... واقعا خسته میشود و تلاش میکند

عاملي فيها ال رشدي اباظة ال .. قولوله ماشي ده اللي علي علي

( در اینجا یک اصطلاح مصری هست و برای به سخره گرفتن عظمت و شخصیت یک فرد است و میشه گفت زن باز)

يلا يا ابن الارندلي.

زودتر ای پسر ارندلی

دانلود ترانه - غیر مستقیم

توضیح : منظور از پسر ارندلی یعنی  ای پسر خان یا ای پسرکی که پدر بزرگی داره و خود بالا هستی ظاهرا

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم خرداد 1389ساعت 6:9 AM  توسط مجتبی  | 

كاظم الساهر - ترجمه البوم الرسم بلكلمات 2009(بخش سوم)

كاظم الساهر

ترجمه كل البوم الرسم بلكلمات


 

الـجـريـدة


الحان : محمد شفيق
كلمات : سمو الأمير بدر بن عبد المحسن
توزيع : د. فتح الله أحمد

الجريده الجريده أعرف أسرار الجريده

روزنامه روزنامه ، اسرار روزنامه را مي دانم


فيها حد يجرح وريده وينزف أخبارٍِ جديده

در آن يكي رگش را مي زند و اخبار جديد جاري ميكند


و احنا نقراها الصباح

و ما آنها را صبح مي خوانيم


دنيا مكتوبه بورق دنيا من دمع وعرق

دنياي در برگ هاي نوشته شده دنياي از اشك و عرق


دنيا مجنونه أرق هم إنسرق إحترق

دنياي ديوانه ، نازك ، غمي ربوده شد و سوخت


المهم كلها أخبارٍ سعيده

مهم اينست كه همه اخباري خوشايندي هستند


لو طبعنا صفحه ما فيها خبر لا حروف ولا صور

اگر صفحه اي بدون خبر و بدون حروف و بدون عكس چاپ كنيم


صفحه يملاها البياض صفحه تملانا بياض

صفحه اي كه پر از سپيدي است و صفحه اي كه ما را پر از سپيدي مي كند


ما يعكرها الحبر بتكون الصفحه الوحيده

و جوهر ان را خراب نكند تنها صفحه اي خواهد شد


اللي أقراها الصباح

كه آن را صبح مي خوانم
ترجمه از گروه ترجمه وب ترجمه ترانه هاي عربي است . استفاده از مطالب تنها با ذكر نام و آدرس مجاز است .

***********************************


نمت وحلمت

الحان : الموسيقار كاظم الساهر
كلمات : د. نشوى جرار
توزيع : عمرو عبد العزيز


نمت وحلمت

خوابيدم و خواب ديدم


إنك رجعت

كه تو برگشتي


تقولي سامحني ظلمتك ، جرحتك

ميگي مرا ببخش به تو ظلم كردم ، تو را آزردم


سامحني يا عمري وحدك تركتك

مرا ببخش اي عمر من تو را تنها رها كردم


بست خدي وبكيت و باحضانك غفيت

گونه ام را بوسيدي و گريه كردي و در آغوشت خوابم برد


بين ايدك يا عمري بردان وْ دِفيـتْ
در ميان دستهايت سردم بود و گرم شدم


صحيت و الوسايد ، غرقانه بْدموعي

بيدار شدم و بالشت ها از اشك هايم پر بودن


كل شي بي جامد ، و بردانه ضلوعي

همه چيز در من يخ بسته است و دنده هايم سرد است


يا عيني عليَّـا إشسوى الشوق بـيَّــا

چشمم روشن ، شوق مرا چكار كرده است


لا إنت إجيت و لا جرحك يروح

نه تو آمدي و نه زخمت خوب مي شود


و حتى حلم عيني ياخذني لـْجروح

و حتي خواب چشمانم مرا به ياد زخم هايم مي اندازد

ترجمه از گروه ترجمه وب ترجمه ترانه هاي عربي است . استفاده از مطالب تنها با ذكر نام و آدرس مجاز است .

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم اردیبهشت 1389ساعت 9:38 AM  توسط مجتبی  | 

عمر دياب - لو قادر

عمر دياب

لو قادر

 

 

لو قادر بص في عيني و قوللي عملتللك ايه

اگر می توانی به چشمانم نگاه کن و بگو که تو را چه کرده ام؟

مش فاكر مره خلفت بوعد وعدتك بيـه

یادم نمی آید که یک باربدقولی کردم

والله مشوفتش مني غير الحنيه عليكـ

و چیزی جز مهربانی از من ندیدی

علمتك معني الحب واجمل شوق وغرام

به تو معنی دوست داشتن و زیباترین اشتیاق و عشق را یاد دادم

ومعلمتكش القسوه دي مش محتاجه علام

و به تو قساوت را یاد ندادم و این نیازی به دلیل نداره

اصل انت اكيد من الاول كده و القسوه فيك

اصلا تو مطمئنا از اول اینجوری بودی و قساوت در وجود توست

مين قوللي اتعلم ببلاش

چه کسی به من گفت که مفت یاد گرفت؟

كان ماضي ولازم يتعاش

گذشته بود و باید در ان زندگی می کردیم

واللي عليه عملته معاك ومكفاش

و انچه که من باید انجام می دادم ، انجام دادم و لی کافی نبود

انا سايبك تمشي وتعيش وتقابل ناس تانين

من تو را رها کردم که بروی و زندگی کنی و کسان دیگری را ببینی

ناس فيهم قسوه قلبك و زيك مش باينين

مردمی همچون تو که قساوت دلت را دارند و همچون تو واضح نیستن

كفر عن ذنبك بقي واللي عملته سنين

گناهت و آنچه که سالها انجام دادی را بپوشان

ترجمه از وب ترجمه ترانه هاي عربي است . استفاده از مطالب تنهال با ذكر نام و مترجم امكان پذير است .

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم اردیبهشت 1389ساعت 9:36 AM  توسط مجتبی  | 

كاظم الساهر - ترجمه البوم الرسم بلكلمات 2009(بخش دوم)

 

كاظم الساهر

ترجمه كل البوم الرسم بلكلمات

شامل ترجمه ترانه هاي : 5.محكمه 6.الرسم بلكلمات 7.حبيبي

 


 


محكمه
كلمات كريم العراقى
الحان الموسيقار كاظم الساهر

كن منصفاً سيدي القاضي

با انصاف باش اقای قاضی


ذنبي انا رجل له ماضي

گناه من اینست که مردی دارای گذشته هستم


تلك التي امامك الان

آن زنی که روبروی توست


كانت لدي اعز انسانه

نزد من عزیزترین کس بود


واحببتها وهي احبتني

او را دوست داشتم و مرا دوست داشت


صدقاً جميع الهم انستني

به راستی که تمام دردها را از یادم برد


صارحتها وقلت مولاتي

با او رک و شفاف شدم و به او گفتم ای سرور من


كثيره كانت علاقاتي

ارتباطاتم زیاد بود ( قبلا با دختران زیادی ارتباط داشتم )


قالت حبيبى دع الماضي وقبلني

گفت ای عشق من گذشته را رها کن و مرا ببوس


بين ذراعيك انا الكل

در بین دستهایت من همه چیز هستم


فانا لي الحاضر والاتي
حال و آینده از آن من است



وقالت الحبيبه:

و معشوقه گفت


كن منصفاً ياسيدي القاضي

با انصاف باش آقای قاضی


تخونني لغتي والفاظي

لغات و الفاظ به من خیانت می کنند


إن الذي امامك الان

آنکه الان در پیش روی توست


اشبعنى ظلم وحرمان

مرا با ظلم و اندوه سیر کرد


انا حاله فعلا لها يرثى

من اکنون حالتی هستم که برایش به سوگ باید نشست


حتى نسيت بأننى انثى

حتی فراموش کردم که من زن هستم


دللاتها

نازش را کشیدم


دللاتنى

نازم را کشید


دمرتــنى انت

مرا نابود کردی تو


اهملتنــــى انت

به من بی توجهی کردی تو


انت انت عذابى

تو ، تو عذاب منی


انت انت همومى

تو ، تو درد منی


ونسيت قسوته

و قساوتش را فراموش کردم


وقولت له :دع الماضي وقبلني

و به او گفتم گذشته را فراموش کن و مرا ببوس


بين ذراعيك انا الكل

در میان دستانت من همه چیز هستم


فانا لي الحاضر والاتي

پس من حال و آینده از آن من است

مرالزمان تغيرت تغيرت تمردت تمردت تجبرت وتكبرت
زمان سپری شد ، عوض شد ، عوض شد ، سرپیچی کرد ، سرپیچی کرد ، ستمگر شد و تکبر ورزید


صبرى الجميل

صبر زیاد و زیبایم


تجاوز الصبر

از صبر گذشت


لغه الحوار تحولت جمر

حرف گفتگو به ذغال تبدیل شد


فأن رأتنى جنبها سارحا

پس چون مرا درکنارش ، به فکر فرو رفته دید


فورا تصير امرأه اخرى

فورا به زنی دیگر تبدیل خواهد شد


غيرتها مرض يوسوسنى

غيرتش بيماريي است كه مرا به وسوسه مي اندازد


فعلا احن لذلك الماضى

واقعا دلم برای گذشته تنگ شده است


اطلق سيدى القاضى

آزاد کن آقای قاضی


اطلـــــق

آزاد کن


اطلــــــــق

آزاد کن


حرر يديـــــــــــا

دستهایم را بگشا و آزاد کن


الله على سهراته الكبرى

به به به شب زنده داریهای بزرگش


يوما اراه ويختفى شهرا

یک روز ان را می بینم و یک ماه پنهان می شود


عذرا يناقض سيدى عذرا

بهانه ای بهانه ی دیگر را نقض می کند ای سرور من


من بيت صاحبه الى اخرى

از خانه ی معشوقه ی خود به معشوقه ای دیگر


فالشلة الاولى أعادته لضلاله وضياعه الماضي

پس شکست ( بیرون شدن) اولش او را به گمراهی و گم شدگی گذشته اش بازگرداند


كن منصفاً سيدي القاضي
منصف باش آقای قاضی
ترجمه از گروه ترجمه وب ترجمه ترانه هاي عربي است . استفاده از مطالب تنها با ذكر نام و آدرس مجاز است .

***********************************

الرسم بالكلمات
كلمات نزار قبانى
الحان الموسيقار كاظم الساهر


لآتطلبي مني حساب حياتي

از من حساب زندگيم را نخواه


ان الحديث يطول مولاتي

كه سخن طولاني خواهد شد اي سرور من


كل العصور انا بها فكأنما

من در تمام عصرها هستم و انگار


عمري ملايين من السنوات
عمرم ملييون ها سال است


تعبت من السفر الطويل حقائبي

كيف هايم از سفرطولاني خسته شد


وتعبت من خيلي ومن غزواتي

و از اسبهايم وجنگهايم، خسته شدم


لم يبقى خدا اسمرا اوابيض

و نماند از گونه اي سفيد و سبزه


الا زرعت بارضه رايتى

الا و در آن پرچم هايم را برافراختم


واليوم أجلس فوق سطح سفينتي

و امروز بر بالاي كشتيم نشسته ام


كاللص أبحث عن طريق نجاة

همچون دزد كه به دنبال راه نجات است


اين السبايا؟ اين ماملكت يدي

قافله كجاست؟ كو آنچه بدست آورده بودم


اين البخور يضوع من حجراتي

كو ان بوي خوش ( بخور يعني چوبي كه وقتي مي سوزد بوي بسيار خوشي بوجود مي آورد)كه از اتاقهايم خارج مي شود


اليوم تنتقم الخدود لنفسها

امروز گونه ها براي خود انتقام مي گيرند


وترد لي الطعنات بالطعنات

و طعنه ها را با طعنه جواب خواهند داد


أني كمصباح الطريق

من چون چراغ راهم


صديقتي أبكــــــــي

اي دوست ( دختر ) من گريه مي كنم


ولا أحد يري دمعاتي
و هيچ كس اشكهايم را نمي بيند

 


انا عاجز عن عشق اية نمله

من از عشق هر مورچه اي ناتوانم


او غيمة , عن عشق اي حصاة

يا هر گونه ابري ، از عشق هر گونه تكه سنگي كوچك


جربت الف محبه ومحبه

هزار و يك عشق را تجربه كردم


ووجدت افضلها محبه ذات

و عشق به نفس را بهترين يافتم


فالحب اصبح كله متشابها

پس همه ي  عشق ها را همسان يافتم


كتشابه الاوراق في الغابات

همچون همساني برگ ها در جنگلها


كل الدروب أمامنا مسدودة

تمام درها بريمان بسته است


وخلاصنا في الرسم بالكلمات

و پايان ما در نقاشي كلمات است

ترجمه از گروه ترجمه وب ترجمه ترانه هاي عربي است . استفاده از مطالب تنها با ذكر نام و آدرس مجاز است .

***********************************


حبيبتى

كلمات نزار قبانى
الحان الموسيقار كاظم الساهر

حبيبتي : إن يسألوكى عني

اگر روزي  در مورد من از تو سوالي پرسيدند


يوما، فلا تفكري كثيرا

پس زياد فكر نكن


قولي لهم بكل كبرياء

با تمام تكبر به آنها بگو


يحبني يحبني كثيرا

بسيار مرا دوست دارد


صغيرتي إن عاتبوكى يوما

اي كوچك من اگرروزي  تو را سرزنش كردند


كيف قصصت شعرك الحريرا

چگونه موهاي همچون ابريشم را كوتاه كرده اي


قولي لهم أنا قصصت شعري

به آنها بگو من انها را كوتاه نموده ام


لان من أحبه يحبه قصيرا

چون آنكه دوستش دارم ، موهايم را كوتاه مي پسندد


أميرتي إذا معا رقصنا

اي سرور من اگر باهم رقصيديم


على الشموع رقصتا مثيره

در كنار شمع ها رقصمان زيباست


وظنك الجميع في ذراعي

و همه گمان مي برند كه در ميان دستهايم


فراشة تهم أن تطيرا

همچون پروانه اي كه مي خواهد پرواز كند


فواصلي رقصك

پس رقصت را ادامه بده


ف هدوء

پس آرام


ف هدوء

پس آرام


واتخذي من أضلعي سريرا

و از دنده هايم براي خودت تختي بساز


وتمتمي بكل كبرياء

و با تمام تكبر بگو( تمتمي يعني به تته پته افتادن و حرفي را درست ادا نكردن )


يحبني يحبني كثيرا

مرا بسيار دوست دارد

 


حبيبتي يا ألف يـــا حبيبتي

اي معشوقه ي من اي هزاران معشوقه من


حبي لعينيكى أنا كبيرا

عشقم براي چشمانت بسيار بزرگ است


وسوف يبقى دائما كبيـــرا

 و هميشه بزرگ خواهد ماند

ترجمه از گروه ترجمه وب ترجمه ترانه هاي عربي است . استفاده از مطالب تنها با ذكر نام و آدرس مجاز است .

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم اردیبهشت 1389ساعت 9:34 AM  توسط مجتبی  | 

نوال الزغبی - صلحونی علیه

 

نوال الزغبی

نوال الزغبی

صلحونی علیه

 

أمانة لو في يوم رحتوا

یک وصیت دارم اگر یک روز رفتید

لحبيبي ما تقلقوش راحته

نزد عشقم ، آرامش را از او نگیرید

أمآنة لو في يوم رحتوا

لحبيبي ما تقلقوش راحته

مشتاقة انا ليك

من مشتاق توام

وسود عينيك

و سیاهی چشمانت

وهتولي حاجة من ريحتو

و از بوی او برایم چیزی بیاورید

أمانة لو في يوم رحتوا

لحبيبي ما تقلقوش راحته

مشتاقة انا ليك

وسود عينيك

صلحوني عليه

من را با او آشتی بدهید

دنا من بعديك

که من بعد از تو

بعد نجومي بالوحدة

به تنهایی ستاره هایم را می شمارم

لاعندي اتنام

نه نزد من می خوابی

ولا حتى سلام

و نه سلامی می کنی

ومش مرتاحة بالوحدة

و در تنهایی آرامش ندارم

ولو غلطان أنا سامحته,,,أنا سامحته

هر چند اشتباه کرده ، من او را بخشیدم

خذولوا اله صورة من عندي

یک عکس از من برایش ببرید

وغرام من القلب والعین دی

و عشق از قلب و از این چشمان (را نیز برایش ببرید)

بقا الي سنين

سالهاست که اینگونه هست برایم

ما باسال مين

از چه کسی نپرسم

ولا بيسال ولا يعدي

و نه سوالی می کند و نه می گذرد

دانلود غیر مستقیم ترانه

ترجمه از گروه ترجمه ترانه های عربی است . استفاده از مطالب تنها با ذکر نام و آدرس مجاز است .

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم فروردین 1389ساعت 6:58 PM  توسط مجتبی  | 

شهد برمدا - لا يُـشـتـرى

 

شهد برمدا

شهد برمدا

لا يُـشـتـرى

لا يشترى ولا يباع لا ولا .ولا له مثيل

نه قابل خرید است و نه فروش ... و  تک است

كالماء كالهواء قليله دواء كثيره قليل

همچون آب و و همچون هوا ! کمش شفا بخش است و زیادش کم است !!

قال لي فمن هو يا درة النساء

به من گفت که او کیست ای لعل زنان !!

قلت هو هو العلة والشفاء

به او گفتم که او سبب بیماری است و درمان است

هو الذي هو علمني البكاء

اوست که گریه کردن را به من اموخته است

هو الذي هو علمني الغناء

اوست که به من آواز خواندن را یاد داد

هو غالب الرجال وساحر النساء

و او بر مردان چیره و جادو کننده ی زنان است

 ان حل بالقلوب يحل كالسلطان

اگر بر قلب ها وارد شد همچون پادشاه وارد میشود

فيملئ الدروب بالعطر والريحان

پس راه ها را با عطر و ریحان پر میکند

ليس له شروط ليس له توقيت

نه بر آن محدودیت زمان است و نه مکان

خاب الذي خانه فرده مميت

هر کس که به اون خیانت کند ، آن را مرده باز میگرداند

يعشق بالرجال من عطفه شلال

عاشق مردانی است که عاطفیشان همچون آبشار است

يكره بالرجال اللعب على الحبال

از مردانی که فریبکار هستند انزجار دارد

يعشق بالنساء من صبرها سماء

عاشق زنانی است که صبرشان به اندازه ی آسمان است .

يكره بالنساء الغيرة العمياء

از زنانی که غیرت کورکورانه دارند خوش نمی آید

ان غاب عن عينك فابحث عن الاسباب

اگر از چشمانت دور شد پس به دنبال دلیل باش

لا خير في دنيا ليس بها احباب

در دنیایی که دوستان نیستند خیری نیست

ترجمه از گروه ترجمه وب ترجمه ترانه های عربی است . استفاده از مطالب تنها با ذکر منبع و آدرس مجاز است .

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم فروردین 1389ساعت 6:57 PM  توسط مجتبی  |